يک تجربه

می دونی تا وقتی که برای زندگی نجنگی قدر زيستن رو نمی فهمی! تا روزی که تنگی نفس ، نفست رو به شماره نندازه نمی فهمی حکمت اين راز رو  که برای هر نفس دو بار شکر واجب است . بايد بهای هر نفس رو داد بهای هر ثانيه رو ... بهای عمر رو ... برای هر چيزی که داری و بدست مياری بايد بهاش رو بپردازی وگرنه از دستش ميدی ...

راستی من بايد شکر اين روزها رو بگم ...

  
نویسنده : مريم ; ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ دی ،۱۳۸٤


بخشش

الان توانايی پذيرفتن خيلی چيزها  ، بخشيدن  خيلی چيزها رو دارم . اما ديگه چيزی برای بخشيدن ندارم

خيلی از چيزهايی که داشتم خيلی ساده از بين رفت ... درست مثل خودم ... مثل خودم...

  
نویسنده : مريم ; ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ دی ،۱۳۸٤


يه تصميم جديد ...

خب تصميم گرفتم هر هفته اينجا بنويسم ...

 

  
نویسنده : مريم ; ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ دی ،۱۳۸٤


دلم تنگه ...

بهمه گفتم به من زنگ نزنيد می خوام يادم بره خواهر و برادر دارم ... حالا به يه آدم عاقل احتياج دارم که باهاش درد دل کنم و هيچکی نيست ...

  
نویسنده : مريم ; ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ دی ،۱۳۸٤